ماده آلی طبیعی (NOM) ماتریس پیچیده ای از مواد آلی ناهمگن است که در تمام آب های طبیعی وجود دارد (Matilainen et al., 2010). از گیاهان خشکی در حال پوسیدگی و به عنوان محصول جانبی باکتری ها، جلبک ها و گیاهان آبزی به دست می آید (چو و همکاران، 2008). می توان آن را به عنوان ذرات ذرات آلی، حفظ شده توسط یک فیلتر 0.45 میکرومتر، یا مواد آلی محلول که NOM از فیلتر 0.45 میکرومتر عبور می کند طبقه بندی کرد (Szymczycha et al., 2017). NOM از طریق فعل و انفعالات بین چرخه هیدرولوژیکی، بیوسفر و ژئوسفر در منابع آب معرفی می شود (Matilainen و همکاران، 2010). مقدار و ویژگی های NOM با منبع، سطح تخریب، فصل، آب و هوا و زمین شناسی متفاوت است (Golfinopoulos, 2000, Owen et al., 1995, So et al., 2017, Wei et al., 2008, Szymczycha et al., 2017).
برای درک بهتر نقش NOM در تصفیه آب، شناسایی NOM در آب خام ضروری است. تکنیک های ساده ای مانند رنگ، کربن آلی کل (TOC)، کربن آلی محلول (DOC)، نیاز شیمیایی به اکسیژن (COD)، pH، کدورت و جذب اشعه ماوراء بنفش (UV 254 ) معمولاً توسط تأسیسات تصفیه آب در کنترل کیفیت آنها استفاده می شود. چاو و همکاران، 2008). با این حال، اینها اطلاعاتی در مورد توزیع وزن مولکولی و آبگریزی آنها نمی دهند. درعوض، آنالیز کروماتوگرافی حذف با اندازه عملکرد بالا (HPSEC) اغلب برای تعیین توزیع وزن مولکولی NOM استفاده می شود (چو و همکاران، 2008).
از سوی دیگر، تکنیک های شکنش برای تعیین بخش های آب دوست و آبگریز NOM استفاده می شود (شارپ و همکاران، 2006، سو و همکاران، 2008، سویتلیک و همکاران، 2004). جذب خاص اشعه ماوراء بنفش (SUVA 254 ) همچنین می تواند برای تعریف آبگریزی NOM (Matilainen et al., 2010)، و همچنین ویژگی معطر آن (Cheng et al., 2005, Chow et al., 2008) استفاده شود. SUVA 254 به عنوان جذب UV 254 تقسیم بر غلظت DOC نمونه به دست می آید و در واحدهای L(mg-m) -1 گزارش می شود (چنگ و همکاران، 2005، چو و همکاران، 2008، متسامورونن و همکاران. ، 2014). مقدار SUVA 254 (> 4) نشان می دهد که NOM عمدتاً از ترکیبات آلی آبگریز و با جرم مولکولی بالا تشکیل شده است، در حالی که مقدار SUVA 254 کم (<2) نشان می دهد که NOM عمدتاً از ترکیبات آلی آبدوست با جرم مولکولی کم تشکیل شده است (ادزوالد و توبیاسون). ، 1999). NOM آبگریز عمدتاً از اسیدهای هیومیک و فولویک (مواد هیومیک) تشکیل شده است (Parson et al., 2004, Swietlik et al., 2004) که سرشار از کربن معطر، ساختارهای فنلی و پیوندهای مزدوج هستند (Bhatnagar and Sillanpä17ä, 20). از سوی دیگر، NOM آبدوست از نسبت های بالاتری از کربن آلیفاتیک و ترکیبات نیتروژن دار، مانند اسیدهای کربوکسیلیک، کربوهیدرات ها و پروتئین ها تشکیل شده است (Matilainen et al., 2010).
وجود NOM مشکلات متعددی را در سیستم های تصفیه و توزیع آب ایجاد می کند.
NOM با مواد ضدعفونی کننده ای که محصولات جانبی ضد عفونی مضر را تشکیل می دهند (DBPs) تعامل دارد (Golea et al., 2017, Rao et al., 2011, Tubić et al., 2013)، کیفیت آب را با ایجاد بو، طعم و رنگ نامطبوع در نوشیدنی خام کاهش می دهد. آب، تولید مثل باکتری ها و تشکیل بیوفیلم را در سیستم های توزیع آب آشامیدنی ترویج می کند (Korotta-Gamage و Sathasivan، 2017، Metsämuuronen و همکاران، 2014)، حلالیت فلزات سنگین را به دلیل کمپلکس شدن با یون های فلزی و مواد معدنی افزایش می دهد (Iriarte-Velasco et al. .، 2008، Rao و همکاران، 2011)، باعث ایجاد رسوب در غشاها می شود (Drikas et al., 2011, Zularisam et al., 2010)، راندمان تصفیه آب را در طول لخته سازی/انعقاد کاهش می دهد (Rao et al., 2011)، افزایش می دهد.
دوز منعقد کننده و ضد عفونی کننده، که در نتیجه باعث افزایش حجم لجن و تولید DBPs می شود. مورد اخیر نگرانی های بهداشت عمومی متعددی را برای شرکت های آب ایجاد می کند، زیرا مصرف آنها در آب آشامیدنی با ایجاد سرطان های مختلف و انواع پیامدهای نامطلوب تولید مثلی مرتبط است (سینگر، 1999).
این امر آژانس های نظارتی بین المللی بزرگ مانند آژانس حفاظت از محیط زیست ایالات متحده (US EPA) و سازمان بهداشت جهانی (WHO) را بر آن داشته است تا تعدادی مقررات برای DBPs مانند تری هالومتان ها (THMs) و اسیدهای هالواستیک (HAAs) تهیه کنند.
به عنوان مثال، آژانس حفاظت از محیط زیست ایالات متحده (US EPA) کل THM ها و مجموع پنج HAA در تصفیه آب آشامیدنی را به ترتیب به 80 و 60 میکروگرم در لیتر به عنوان مرحله 1 محصول جانبی ضد عفونی کننده / ضد عفونی محدود می کند (D/ قانون DBP) (US EPA، 1998). در مرحله 2، این محدودیت ها به ترتیب برای کل THMs و مجموع پنج HAA به 40 و 30 میکروگرم در لیتر نصف می شود (نجم و همکاران، 1998). سازمان بهداشت جهانی (WHO) مقدار راهنما را برای DBPs در آب آشامیدنی تعیین کرد که از 100 میکروگرم در لیتر تجاوز نکند (گوردون و همکاران، 2008).
جامعه اروپا (EC) همچنین استاندارد کیفیت کل THMs در آب آشامیدنی را 100 میکروگرم در لیتر در لیتر تعیین کرد (EECD، 1997). با این حال، گاهی اوقات در برخی از تصفیه خانه های آب آشامیدنی از این حداکثر میزان آلاینده فراتر می رود (گارسیا و مورنو، 2009، گلفینووپولوس، 2000، کالیبالا، 2007). برای کاهش خطرات تشکیل DBP در تصفیه آب آشامیدنی، TOC و SUVA 254 نباید به ترتیب قبل از ضدعفونی اولیه با استفاده از کلر از 2.0 mg L -1 و 2.0 L (mg-m) -1 تجاوز کنند (US EPA، 2012).
روش های متعددی برای حذف NOM از آب موجود است،
مانند انعقاد (Heiderscheidt et al., 2016, Tubić et al., 2013)، جداسازی غشایی (Metsämuuronen و همکاران، 2014)، تبادل یونی (Heijman et al., 1999) ، فرآیندهای اکسیداسیون بیولوژیکی پیشرفته (AOPs) (Matilainen and Sillanpää، 2010)، جذب (یان و بای، 2005) یا ترکیبی از این روش ها (Humbert et al., 2008, Joseph et al., 2012). هر یک از روش ها مزایا و کاستی های خاص خود را دارد که در جاهای دیگر گزارش شده است (Bhatnagar and Sillanpää, 2017, Dewil et al., 2017, Rao et al., 2011, Ribau Teixeira et al., 2017, Zhao et al., 2014). انعقاد و لخته سازی و به دنبال آن رسوب گذاری/فلوتاسیون و فیلتراسیون رایج ترین و از نظر اقتصادی امکان پذیرترین فرآیند برای حذف NOM از آب است (Bhatnagar and Sillanpää, 2017, Ghernaout, 2014, Sillanpää et al., 2015).
با این حال، کسر آب دوست و ترکیبات با جرم مولی کم NOM با انعقاد کمتر از کسر آبگریز و ترکیبات با جرم مولی بالا NOM حذف می شوند (جانسون و همکاران، 2016). در نتیجه، کسر NOM با کارایی کمتر حذف شده به تشکیل DBPs و سایر مشکلات مرتبط در تصفیه آب شرب کمک می کند. برای رفع این نگرانی ها، تلاش های تحقیقاتی متعددی برای افزایش میزان حذف NOM از طریق افزایش انعقاد انجام شده است (لیو و همکاران، 2012، هونگ و همکاران، 2009)، که در آن دوز منعقد کننده به طور قابل توجهی افزایش می یابد، همراه با تنظیم
pH به محدوده های بهینه به عنوان مثال، مطالعه ای توسط لیو و همکاران. (2012) نشان داد که انعقاد افزایش یافته به طور بالقوه تشکیل کل THMs را 24.8٪ کاهش می دهد.
مطالعه ای توسط هندریکس (2006) نشان داد که حدود 40 تا 60 درصد از مواد هیومیک را می توان در آب محیط ورودی با انعقاد افزایش یافته حذف کرد. مطالعه ای توسط هونگ و همکاران. (2009)، نشان داد که انعقاد افزایش یافته به طور بالقوه 10 تا 30 درصد بیشتر از DOC را نسبت به انعقاد معمولی کاهش می دهد. در کارخانه تصفیه آب آشامیدنی Boaco در منطقه مرکزی نیکاراگوئه، 50٪ NOM با انعقاد افزایش یافته حذف شد (گارسیا و مورنو، 2009). علیرغم نتایج امیدوارکننده در مورد بهبود حذف NOM از طریق انعقاد افزایش یافته، برخی از تصفیه خانههای آب ممکن است همچنان به حذف NOM اضافی نیاز داشته باشند تا با مقررات سختگیرانهتر DBP حتی پس از انعقاد افزایش یافته مطابقت داشته باشند (دستغیب و همکاران، 2004، سیلانپا و همکاران، 2015).
جذب به عنوان یک روش امیدوارکننده برای حذف کسر NOM که از طریق انعقاد ضعیف حذف می شود در نظر گرفته شده است (جانسون و همکاران، 2016، هونگ و همکاران، 2009). به طور خاص، جذب توسط کربن فعال نه تنها به دلیل سطح داخلی بسیار
توسعه یافته، تخلخل، و در نتیجه ظرفیت جذب زیاد، بلکه به دلیل سادگی در طراحی و سهولت عملیات آن بیشتر ارجحیت دارد (Bhatnagar and Sillanpää, 2017). . با این حال، کربنهای فعال تجاری گران هستند (دیاس و همکاران، 2007)، و معمولاً از مواد تجدید ناپذیر مانند زغال سنگ، آنتراسیت، لیگنیت و ذغال سنگ نارس به دست میآیند (Ali et al.,2012).
علاوه بر اینکه با محیط زیست غیر دوستدار است، هزینه های بالای تولید و بازسازی مرتبط با کربن فعال تجاری، استفاده گسترده از آنها را در کارخانه های تصفیه آب در مقیاس بزرگ محدود می کند (علی و همکاران، 2012، لین و جوانگ، 2009).
در نتیجه، این امر تلاشهای تحقیقاتی متعددی را با هدف یافتن مواد جایگزین کمهزینه و سازگار با محیط زیست که میتوانند به کربنهای فعال کمهزینه تبدیل شوند، برانگیخته است. چنین مواد کمهزینهای شامل استخوانهای حیوانات (Cechinel و همکاران، 2014)، ضایعات بامبو (وانگ، 2012)، لجن (Bjorklund and Li، 2017)، لاستیکهای زباله (Betancur et al., 2009)، پوسته نارگیل (Iriarte-) است. ولاسکو و همکاران، 2008)، پوسته برنج (احمدنا و همکاران، 2000، چن و همکاران، 2011، فو و حمید، 2011، لیو و وو، 2009)، باگاس نیشکر (Gonçalves و همکاران، 2016)، خاکستر باگاس نیشکر (Kaushik et al., 2017)، ملاس (Gonçalves et al., 2016)، پوست بادام (Omri et al., 2014) و پوست پرتقال (Hashemian et al., 2014). چندین ماده کم هزینه دیگر در جای دیگر فهرست شده است (علی و همکاران، 2012، بهاتناگار و همکاران، 2015، دیاس و همکاران، 2007، گریس و همکاران، 2016، پولارد و همکاران، 1992، تران و همکاران، 2015). از این میان، پوسته برنج کمترین استفاده را دارد (Quispe و همکاران، 2017)، و بنابراین در کشورهای در حال توسعه به وفور در دسترس است، جایی که بیش از 96 درصد پوسته برنج در سطح جهانی تولید می شود (FAO، 2015). حدود 20 درصد وزن شلتوک را پوسته برنج تشکیل می دهد (Kumagai et al., 2007) که به معنای تولید بیش از 148 میلیون تن پوسته برنج در سطح جهان در سال است.
از این تعداد، حدود 17٪ در سال کاربرد پیدا می کنند، که نشان می دهد که حجم بسیار زیادی از پوسته برنج تبدیل به زباله می شود (Ankur، 2010). اینها معمولاً یا به طور آشکار ریخته می شوند یا صرفاً در فضای باز سوزانده می شوند و باعث آلودگی محیطی می شوند. علاوه بر این، با افزایش 65 درصدی (7/3 میلیارد) جمعیت جهان تا سال 2050 (والاس، 2000)، انتظار میرود که اگر تقاضای جمعیت برای غذا به اندازه کافی برآورده شود، تولید برنج جهانی افزایش خواهد یافت. این امر چالش های دفع پوسته برنج را در کشورهای در حال توسعه تشدید می کند، زیرا حتی با تولید شلتوک فعلی، پوسته برنج معمولاً بیش از هر کاربرد محلی است.
بنابراین تبدیل پوسته برنج به کربن فعال ارزش اقتصادی قابل توجهی را به محصولی که تا به حال ضایعات در نظر گرفته می شد اضافه می کند
به کاهش هزینه دفع زباله کمک می کند و از همه مهمتر جایگزینی بالقوه ارزان برای کربن های فعال تجاری موجود برای کاربردهای متعدد از جمله تصفیه آب فراهم می کند.چنین مواد کمهزینهای شامل استخوانهای حیوانات (Cechinel و همکاران، 2014)، ضایعات بامبو (وانگ، 2012)، لجن (Bjorklund and Li، 2017)، لاستیکهای زباله (Betancur et al., 2009)، پوسته نارگیل (Iriarte-) است. ولاسکو و همکاران، 2008)، پوسته برنج (احمدنا و همکاران، 2000، چن و همکاران، 2011، فو و حمید، 2011، لیو و وو، 2009)، باگاس نیشکر (Gonçalves و همکاران، 2016)، خاکستر باگاس نیشکر (Kaushik et al., 2017)، ملاس (Gonçalves et al., 2016)، پوست بادام (Omri et al., 2014) و پوست پرتقال (Hashemian et al., 2014). چندین ماده کم هزینه دیگر در جای دیگر فهرست شده است (علی و همکاران، 2012، بهاتناگار و همکاران، 2015، دیاس و همکاران، 2007، گریس و همکاران، 2016، پولارد و همکاران، 1992، تران و همکاران، 2015).
از این میان، پوسته برنج کمترین استفاده را دارد (Quispe و همکاران، 2017)، و بنابراین در کشورهای در حال توسعه به وفور در دسترس است
جایی که بیش از 96 درصد پوسته برنج در سطح جهانی تولید می شود (FAO، 2015). حدود 20 درصد وزن شلتوک را پوسته برنج تشکیل می دهد (Kumagai et al., 2007) که به معنای تولید بیش از 148 میلیون تن پوسته برنج در سطح جهان در سال است. از این تعداد، حدود 17٪ در سال کاربرد پیدا می کنند، که نشان می دهد که حجم بسیار زیادی از پوسته برنج تبدیل به زباله می شود (Ankur، 2010). اینها معمولاً یا به طور آشکار ریخته می شوند یا صرفاً در فضای باز سوزانده می شوند و باعث آلودگی محیطی می شوند. علاوه بر این، با افزایش 65 درصدی (7/3 میلیارد) جمعیت جهان تا سال 2050 (والاس، 2000)، انتظار میرود که اگر تقاضای جمعیت برای غذا به اندازه کافی برآورده شود، تولید برنج جهانی افزایش خواهد یافت.
این امر چالش های دفع پوسته برنج را در کشورهای در حال توسعه تشدید می کند، زیرا حتی با تولید شلتوک فعلی، پوسته برنج معمولاً بیش از هر کاربرد محلی است. بنابراین تبدیل پوسته برنج به کربن فعال، ارزش اقتصادی قابل توجهی را به محصولی که تاکنون به عنوان ضایعات در نظر گرفته می شد، می افزاید، به کاهش هزینه دفع زباله کمک می کند و مهمتر از همه، جایگزینی بالقوه ارزان برای کربن های فعال تجاری موجود برای کاربردهای متعدد، از جمله تصفیه آب، فراهم می کند.چنین مواد کمهزینهای شامل استخوانهای حیوانات (Cechinel و همکاران، 2014)، ضایعات بامبو (وانگ، 2012)، لجن (Bjorklund and Li، 2017)، لاستیکهای زباله (Betancur et al., 2009)، پوسته نارگیل (Iriarte-) است.
ولاسکو و همکاران، 2008)، پوسته برنج (احمدنا و همکاران، 2000، چن و همکاران، 2011، فو و حمید، 2011، لیو و وو، 2009)، باگاس نیشکر (Gonçalves و همکاران، 2016)، خاکستر باگاس نیشکر (Kaushik et al., 2017)، ملاس (Gonçalves et al., 2016)، پوست بادام (Omri et al., 2014) و پوست پرتقال (Hashemian et al., 2014).
چندین ماده کم هزینه دیگر در جای دیگر فهرست شده است (علی و همکاران، 2012، بهاتناگار و همکاران، 2015، دیاس و همکاران، 2007، گریس و همکاران، 2016، پولارد و همکاران، 1992، تران و همکاران، 2015). از این میان، پوسته برنج کمترین استفاده را دارد (Quispe و همکاران، 2017)، و بنابراین در کشورهای در حال توسعه به وفور در دسترس است، جایی که بیش از 96 درصد پوسته برنج در سطح جهانی تولید می شود (FAO، 2015). حدود 20 درصد وزن شلتوک را پوسته برنج تشکیل می دهد (Kumagai et al., 2007) که به معنای تولید بیش از 148 میلیون تن پوسته برنج در سطح جهان در سال است.
از این تعداد، حدود 17٪ در سال کاربرد پیدا می کنند، که نشان می دهد که حجم بسیار زیادی از پوسته برنج تبدیل به زباله می شود (Ankur، 2010). اینها معمولاً یا به طور آشکار ریخته می شوند یا صرفاً در فضای باز سوزانده می شوند و باعث آلودگی محیطی می شوند. علاوه بر این، با افزایش 65 درصدی (7/3 میلیارد) جمعیت جهان تا سال 2050 (والاس، 2000)، انتظار میرود که اگر تقاضای جمعیت برای غذا به اندازه کافی برآورده شود، تولید برنج جهانی افزایش خواهد یافت. این امر چالش های دفع پوسته برنج را در کشورهای در حال توسعه تشدید می کند، زیرا حتی با تولید شلتوک فعلی، پوسته برنج معمولاً بیش از هر کاربرد محلی است.
بنابراین تبدیل پوسته برنج به کربن فعال ارزش اقتصادی قابل
توجهی را به محصولی که تا به حال ضایعات در نظر گرفته می شد اضافه می کند، به کاهش هزینه دفع زباله کمک می کند و از همه مهمتر جایگزینی بالقوه ارزان برای کربن های فعال تجاری موجود برای کاربردهای متعدد از جمله تصفیه آب فراهم می کند.این به معنای تولید بیش از 148 میلیون تن پوسته برنج در جهان در سال است. از این تعداد، حدود 17٪ در سال
کاربرد پیدا می کنند، که نشان می دهد که حجم بسیار زیادی از پوسته برنج تبدیل به زباله می شود (Ankur، 2010). اینها معمولاً یا به طور آشکار ریخته می شوند یا صرفاً در فضای باز سوزانده می شوند و باعث آلودگی محیطی می شوند.
علاوه بر این، با افزایش 65 درصدی (7/3 میلیارد) جمعیت جهان تا سال 2050 (والاس، 2000)، انتظار میرود که اگر تقاضای جمعیت برای غذا به اندازه کافی برآورده شود، تولید برنج جهانی افزایش خواهد یافت. این امر چالش های دفع پوسته برنج را در کشورهای در حال توسعه تشدید می کند، زیرا حتی با تولید شلتوک فعلی، پوسته برنج معمولاً بیش از هر کاربرد محلی است.
بنابراین تبدیل پوسته برنج به کربن فعال ارزش اقتصادی قابل توجهی را به محصولی که تا به حال ضایعات در نظر گرفته می شد اضافه می کند، به کاهش هزینه دفع زباله کمک می کند و از همه مهمتر جایگزینی بالقوه ارزان برای کربن های فعال تجاری موجود برای کاربردهای متعدد از جمله تصفیه آب فراهم می کند.این به معنای تولید بیش از 148 میلیون تن پوسته برنج در جهان در سال است. از این تعداد، حدود 17٪ در سال کاربرد پیدا می کنند، که نشان می دهد که حجم بسیار زیادی از پوسته برنج تبدیل به زباله می شود (Ankur، 2010). اینها معمولاً یا به طور آشکار ریخته می شوند یا صرفاً در فضای باز سوزانده می شوند و باعث آلودگی محیطی می شوند.
علاوه بر این، با افزایش 65 درصدی (7/3 میلیارد) جمعیت جهان تا سال 2050 (والاس، 2000)، انتظار میرود که اگر تقاضای جمعیت برای غذا به اندازه کافی برآورده شود، تولید برنج جهانی افزایش خواهد یافت. این امر چالش های دفع پوسته برنج را در کشورهای در حال توسعه تشدید می کند، زیرا حتی با تولید شلتوک فعلی، پوسته برنج معمولاً بیش از هر کاربرد محلی است. بنابراین تبدیل پوسته برنج به کربن فعال ارزش اقتصادی قابل توجهی را به محصولی که تا به حال ضایعات در نظر گرفته می شد اضافه می کند، به کاهش هزینه دفع زباله کمک می کند و از همه مهمتر جایگزینی بالقوه ارزان برای کربن های فعال تجاری موجود برای کاربردهای متعدد از جمله تصفیه آب فراهم می کند.
علیرغم تحقیقات متعددی که در مورد تولید کربن فعال از پوسته برنج انجام شده است
بررسی های موجود بیشتر به کاربرد کربن فعال پوسته برنج برای حذف فلزات سنگین مربوط می شود (چوآه و همکاران، 2005، کومار و باندیوپادیای، 2006، موهان و سریلاکشمی، 2008، سبحاناردکانی و همکاران، 2013)، آفت کش ها (فو و حمید، 2010، نجوکو و همکاران، 2014)، و رنگ ها (گوو و همکاران، 2005، مالیک، 2003) از آب و فاضلاب. تا جایی که ما می دانیم، هیچ بررسی برای مستندسازی تحقیقات متعدد توسط محققان مختلف در مورد تولید کربن فعال از پوسته برنج و کاربرد بالقوه آنها برای حذف NOM از آب انجام نشده است. بنابراین هدف این مقاله مروری ارائه اطلاعات کافی در مورد تلاشهای محققان مختلف در مورد تولید کربن فعال از پوسته برنج و عملکرد جذب آن در رابطه با حذف NOM از آب است. خواص و پیش تصفیه پوسته برنج در رابطه با تولید کربن فعال مورد بحث قرار می گیرد.
فعالسازی پوسته برنج با روشهای فیزیکی و شیمیایی در شرایط متعدد بررسی میشود. عوامل موثر بر جذب NOM توسط کربن فعال مورد بحث قرار گرفته است. عملکرد جذب کربن فعال پوسته برنج نیز با توجه به حذف NOM از آب، و در صورت امکان در مقایسه با سایر کربنهای فعال مشتق شده از منبع بررسی میشود. به طور خاص، حذف NOM از آب بر حذف مواد هیومیک (اسیدهای هیومیک و فولویک) متمرکز شده است، زیرا اینها غلظت بالایی از DBPs در آب تولید می کنند (سینگر، 1999)، که بیش از 50٪ از محتوای TOC در آب را تشکیل می دهد. Matilainen و همکاران، 2010).